كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
209
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ و مر خدا راست آنچه در آسمانها بود وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينها باشد پس هرك را خواهد از آسمانها و زمين به دوستى برگزيند وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً به همه چيزها احاطهكننده از روى علم و قدرت وَ يَسْتَفْتُونَكَ و طلب فتوى مىكنند از تو فِي النِّساءِ در باب ميراث زنان يعنى دختران ام كجة چنانچه گذشت و اعتراض عيينة بن حصين كه دختر و خواهر را نصف مال مىدهى و او گفت ما نمىدهيم مگر كسى را كه كارزار كند و غنيمت بدست آرد قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ بگو اى محمد كه خدا فتوى مىدهد يعنى بيان مىكند حكم خود را فِيهِنَّ در باب ايشان وَ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ و ديگر فتوى مىدهد يعنى بيان مىكند بر شما آنچه خوانده مىشود بر شما فِي الْكِتابِ در قرآن فِي يَتامَى النِّساءِ در شان يتيمان كه زناناند اللَّاتِي آن زنانى كه لا تُؤْتُونَهُنَّ نه مىدهيد ايشان را ما كُتِبَ لَهُنَّ آنچه فرض كرده شده است براى ايشان از ميراث وَ تَرْغَبُونَ و رغبت مىكنيد أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ آنكه بخواهيد ايشان را اگر جميله باشند و مالهاى ايشان را بخوريد وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ و ديگر فتوى مىدهد قرآن در باب ضعيفان و بيچارگان مِنَ الْوِلْدانِ از فرزندان خرد كه ايشان را ميراث نمىدهيد وَ أَنْ تَقُومُوا و ديگر حكم مىكند قرآن بهآنكه قيام نمائيد لِلْيَتامى براى مهم يتيمان در مهر و ميراث ايشان بِالْقِسْطِ بعدل و راستى وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ و آنچه مىكنيد از نيكوئى در باب يتيمان و كودكان و غير ايشان فَإِنَّ اللَّهَ كانَ * به درستى كه خدا هست بِهِ عَلِيماً به آن دانا و بر آن جزا خواهد داد و در اسباب نزول آورده كه مردى بزن خود بهانهجوئى بود تا طلاق دهد وزن بسبب تعلق دل با فرزندان بفراق او رضا نمىداد و مىگفت مرا طلاق مده و هر كجا مىخواهى رو كه من ترا بحل كردم و گويند دختر محمّد بن مسلم با شوهر خود رافع بن خديج كه مىخواست كه او را طلاق دهد همين مىگفت كه مرا رها مكن و من نوبت خود به ديگر زن تو بخشيدم حق تعالى آيت فرستاد وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ و اگر زنى بداند و دريابد مِنْ بَعْلِها از شوهر خود نُشُوزاً سر باز زدنى از صحبت أَوْ إِعْراضاً يا روىگردانيدنى از مجالست و مكالمت او فَلا جُناحَ عَلَيْهِما پس هيچ گناهى نيست بر ايشان أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما در آنكه بصلاح آرند ميان يكديگر صُلْحاً به صلح يعنى آشتى كنند بهآنكه زن مقدارى از مهر خود به بخشد يا نوبت خود بزن ديگر گذارد و مرد نيز حقوق خدمت قديمى نگاه دارد و او را از خود جدا نهكند وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ و آشتى بهترست از خصومت و مفارقت ارباب سير برانند كه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم سوده بنت زمعه رض را طلاق داد و او بر سر راه آن حضرت بنشست تا وقتى كه سيد عالم ص برسيد سوده به زبان تضرّع گفت يا رسول اللّه رجعت بنماى به من به خدا سوگند كه دوستى مرد در دل من هيچ نمانده ليكن مىخواهم كه فردا روز قيامت در زمره زنان تو محشور شوم و نوبت خود را به عايشه رض مىبخشم حضرت بوى مراجعت فرمود و روز نوبت او در خانه عايشه رض مىبود اين آيت در قصّه وى نازل شد وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ و فرود آورده شدهاند نفسها را به بخل يعنى مجبولند نفسها به بخلى و از نيست كه هر يك از زوجين در مسامحت و مروت بخل مىورزند .